هیچیك از ما باهوشتر از همه ما نیست !!!
این عبارت به واقع اعجاز آور از دكتر «كن بلانچارد» Ken blanchard نویسنده وسخنران معروف كتابهای مدیریتی است كه اكثر صاحب نظران گستره دانش مدیریت وی را، فیلسوف مدیریت می نامند.
معنی این عبارت آن است كه: اهمیتی ندارد كه فكر من چقدر بزرگ است، هرچه كه باشد هرگز نمی تواند از مجموع اندیشه های همه اعضای یك تیم بزرگتر باشد. اگر می خواهیم بزرگترین و هوشمندترین اندیشه ممكن را داشته باشیم، تنها كاری كه باید بكنیم این است كه فكرمان را با دیگر اعضای یك تیم، یكی كنیم مثل اتصال یك سری رایانه شخصی به یكدیگر و استفاده از امكانات دیگران به صورت شبكه كه درست مثل این خواهد بود كه یك رایانه بزرگ در اختیار خواهیم داشت. به عبارتی دیگر اگر شما به دیگران فرصت فكر كردن و كاركردن را بدهید حاصل كار شما اگرچه به تنهایی كمتر نمود پیدا می كند، اما نتیجه ای كه از كار گروهی حاصل می شود در مجموع خیلی بیشتر و بهتر از كار فردی خواهد بود.
رمز موفقیت ازدیدگاه كن بلانچارد تشكیل شده ازیك كلمه Perform كه به معنی ایفای نقش كردن ویا انجام دادن كاراست. ازجمله ویژه گیهای هریك ازحروف این كلمه میتوان به مواردذیل اشاره كرد:
▪ مخفف به معنی اهداف ارزشهاPurpose and ValuesP"
▪ مخفف به معنی صلاحیت و اختیارEmpowerment E"
▪ مخفف به معنی روابط شخصی و ارتباطاتRelationship and communicationR"
▪ مخفف به معنی انعطاف پذیریFlexibilityF"
▪ مخفف به معنی عملكرد بهینه یا مساعدترین روشOptimal performance O"
▪ مخفف به معنی باز شناسی و قدردانیRecognition and AppreciationR"
▪ مخفف Morale به معنی روحیه وحس برتری جوییM"
و با كلمات فوق میتوان این جمله را ساخت كه دستیابی به عملكرد عالی نیازمند روحه برتری طلبی، تدارك اهداف روشن، توسعه مهارتها (با صلاحیت و اختیار تصمیم گیری و قابلیت انعطاف)، روحیه اقتدار تیمی (روابط بین شخصی و ارتباطات) و توجه به ویژگی های مثبت (بازشناسی و قدردانی) میباشد.
كه این خصیصه ممتاز سازمانهای متعالی هزاره سوم است. سازمانهایی كه به مشاركت و اندیشه و دانایی جمعی از كاركنان خود باور دارند. مدیریت مشاركتی در جهان امروز دیگر یك پیشنهاد نیست بلكه یك الزام برای نیل به مت تكامل وبهبود وبهره وری سازمانی است.
|
اعتقاد قلبی به کار
اعتقاد داشتن به کاری که انجام می دهیم در انجام بهینه آن کار تاثیر مستقیم دارد . سعی کنیم کاری را انجام بدهیم که قلبا ما را راضی می کند . سعی کنیم کاری که انجام می دهیم نه فقط برایمان منفعت مادی بدنبال بیاورد که از نظر روحی نیز ما را ارضا کند . اعتقاد قلبی به آنچه می خواهیم انجام دهیم جدیت ما رادر انجام کار بیشتر می کند .و تضمینی برای موفقیت ماست . هر زمان یک مدیر بتواند برای انجام کارها را کارکنانش انگیزه ای فراتر از مسائل مادی فراهم آورد و یک فلسفه کاری را بر امورش حاکم کند سیر پیشرفت سازمانش را تند تر می کند . سازمانی که همه بدنبال منافع مادی شخصی هستند و برای اینکار هر روشی را مجاز می شمارند یک سازمان بیمار و رو به اضمحلال است . مدیری که برای خبر آوردن از یکی از مدیرانش به منشی او انعام می دهد یا به فلان سرپرست برای ایستادن روبروی مدیرش و کم کردن روی او پاداش می دهد . پایه های اعتقادی و فلسفه کاری را در سازمانش ضعیف می سازد . نه تنها پولش رفته است و اعتقادش هم رفته است بلکه نقطه ضعفی از خود بروز داده است که می شود یک بنیان برای ایجاد سازمانهای غیر رسمی و زمانی باید برای این نقطه ضعفهایی که افراد ضعیف سازمان از او دارند تاوان بدهد . اعتقاد به کرامت انسانها در محیط کار یکی از این اصول اعتقادی و فلسفی است
